زنگ زدم به مونا: آماده شو میخوام ببرمت یه جایی مونا: دیوونه شدی توی این ساعت؟ دیر برگردیم جریمه میشیا من: دیوونه نبودم اینکارو نمی کردم که. زود بیا پایین، دو دقیقه دیگه خونه ام. وقتی سوار شد دوباره تکرار کرد: به خدا دیوونه ای، حالا کجا میخوای بری؟ _ فکرشم نمیتونی بکنی مونا + دو ساعت و نیم فرصت داری تا جریمه نشی خنده ام میگیره از این همه هراس از پل اصلی رفتم سمت ساحل غربی، و یه راست رانندگی کردم تا اون ور شهر نگاه سنگین مونا رو حس می کردم. مونا ,دیوونه منبع
درباره این سایت